فرزندپروری صلح جویانه با فرزندتان در دوران پیش از نوجوانی

در دورانی نه چندان دور، افراد ده تا دورازده ساله به عنوان کودکان شناخته میشدند. امروزه ما شاهد نشانههای بلوغ، خیلی زودتر از گذشته در نوجوانان هستیم. بلوغ همیشه چالشبرانگیز بوده و هست، اما تغییر در فرهنگها به این معنی است که کودکان در سنین در حالی که به سمت نوجوانی میروند، با مشکلات و فشارهایی روبرو هستند که ما حتی نمیتوانیم تصورشان را بکنیم.
حتی اگر شما فرزندی داشته باشید که دوران کودکی راحتی را با او سپری کردهاید ، امکان دارد تعامل با او در دوران نوجوانی برای شما چالشبرانگیز باشد. نظم و انضباط، مدرسه، تکالیف منزل، گذراندن زمان با خانواده – همه چیز دچار تغییر و تحول میشود. هورمونها با ظهور نشانههای بلوغ به شما تلنگر میزنند و فشارهای گروههای همسالان این موضوع را تشدید میکند. کودکانی که همواره حساس بودهاند، حساستر هم میشوند و در عین حال که والدین را از خودشان دور میکنند نیازمند هم به نظر میرسند.
خیلی از والدین به تغییرات خلق و خوی نوجوانانشان، تمرکز آنها به بیرون از خانواده، افزایش استقلالشان و بلوغ فیزیکشان واکنش نشان میدهند که باعث فاصله گرفتن از فرزاندانشان میشود. اما کودکان در این سن نیاز دارند در حالی که خودشان را با دنیای واقعی اما ترسناک خارج از خانواده وفق میدهند، احساس کنند خانه و خانوادهای امن دارند که میتوانند هر زمان که نیاز داشتند به آن پناه ببرند. کودکانی که احساس میکنند در این دوران نمیتوانند به درستی با خانوادهشان مرتبط شوند، احساس فاصله میکنند و در گروه همسالانشان به دنبال ساختن این آشیانه امن میروند.
تنها راه گذر از این دوران همراه با یک پایهی محکم با فرزندتان برای دوران نوجوانی این است که به درستی یک ارتباط مستحکم با فرزندتان برقرار کنید در عین حال که از استقلال مقتضی سن آنها به خوبی استقبال کنید و آنها را در این مورد تشویق کنید. در واقع مانند دوران خردسالی، والدین نقش مهمی در این که این دوران مشکلساز باشد یا به طور خارقالعادهای سیر شود، ایفا میکنند. در این جا دوازده راه حل برای اینکه به طور صلحجویانهای این دوران را مدیریت کنید (و تاثیرتان را در زندگی فرزندتان به حداکثر برسانید) آورده شده است تا فرزندتان را به سمت دوران نوجوانی سوق دهید.
۱. ارتباطتان را حفظ کنید.
میتوانید این کار را با شام خانوادگی هر شب، یا تا اندازهی ممکن در هفته انجام دهید. کودکانی که با خانواده شام میخورند در مدرسه بهتر ظاهر میشوند، کمتر به سمت مواد یا الکل میروند، کمتر احتمال دارد در دبیرستان رابطه جنسی را تجربه کنند و کمتر احتمال دارد دچار افسردگی یا اضطراب شوند.
با صرف کردن زمانی خصوصی و هر شبه با فرزندتان حال و احوالات او را چک کنید. خیلی از والدین این زمان پانزده دقیقهای قبل از خواب را صمیمیترین ساعات با فرزندشان میدانند. اما زمانی که در ماشین با هم سپری میکنید هم زمان خوبی برای برقراری ارتباط است. احتمالا به این دلیل که وقتی مستقیما به کودکان نگاه نمی کنید احساس بهتری دارند.
زمانهای خصوصی بیشتری را هم با فرزندانتان به طور جداگانه برنامهریزی کنید. مانند ناهار ماهانه با پدر یا پیادهروی هفتگی با مادر. از فرزندانتان انتظار نداشته باشید برای این صمیمت پیشقدم شوند یا هر زمان که شما انتظار دارید احساسات ناخوشایندشان را با شما در میان بگذارند. اما اگر به طور منظم فرصتهایی را برای فرزندتان فراهم کنید تا با شما وقت بگذراند و در این زمانها به جای این که او را نصیحت کنید یا زیر سوال ببرید بیشتر به او گوش دهید و عشق بورزید، این اتفاق خواهد افتاد.
۲. برای کاهش میزان نافرمانی و شورش فرزندتان، نیاز فرزندتان برای استقلال را درک کنید و روی آن کار کنید.
آگاه باشید که ما به عنوان والدین زمانی که احساس میکنیم قدرت و نفوذمان روی فرزندانمان کم شده است سعی میکنیم این موضوع را با محافظت بیش از حد از او جبران کنیم. به جای این که عرصه را برای فرزندتان تنگ کنید سعی کنید روی استانداردها با هم به توافق برسید و روی آنها پافشاری کنید. اما برای گذاشتن محدودیتهای معقول شک نکنید (حین شام و بعد از ساعت ۸ چت نمیکنیم، تا وقتی که تکالیف مدرسه تمام نشده نمیتوانیم با دوستان تماس داشته باشیم یا تلویزیون نگاه کنیم) و زمانی که از محدودیتهای شما متنفر میشوند اطمینان حاصل کنید که با آنها همدلی میکنید. این وظیفه شماست که محدودیتهایی بر اساس ارزشهایتان وضع کنید و مسئولیت فرزندانتان که محدودیتها را امتحان کنند.
۳. در مورد دیدگاهتان در مورد نظم و انضباط یک بار دیگر فکر کنید.
اگر هنوز این کار را نکردهاید مفهوم ترمیم را به جای تنبیه به فرزندانتان معرفی کنید و خودتان هم تمرین کنید تا به جای نصیحت کردن به فرزندانتان مفهوم نظم و انضباط را آموزش دهید. این موضوع به فرزندتان کمک میکند توانایی تصمیمگیری را در خودش پرورش دهد.
اگر با اعمال قدرت کودکتان را تنبیه کنید، به محض این که کودکتان به اندازهای بزرگ شود که به شما بگوید «تو نمیتوانی مرا مجبور به انجام کاری کنی» دیگر تاثیری نخواهد داشت. در این صورت حتی مواجهه با عواقب کارشان هم مدت زمان کمتری تاثیر خواهد داشت، به خاطر اینکه خیلی از کودکان در این سن آنها را قبول ندارند و هر نوع تنبیهی باعث دروغگویی آنها میشود. شما هیچ وقت بحث و جدل بر سر قدرت با فرزندانتان را پیروز نخواهید شد. تنها نفوذی که ما بر روی کودکانمان پیش از نوجوانی و در دوران نوجوانی داریم، عشق آنها به ماست که در طول زمان به محرک پرقدرتتری تبدیل میشود. که به این معنی است که بهترین راهی که میتوانید نوجوانانتان مجبور کنید از قوانین شما پیروی کنند این است که با آنها ارتباط نزدیکی برقرار کنید.
۴. هورمونها را دست کم نگیرید.
بدن کودکتان در حال تغییر و تحول است. نوسانات خلقی، حواسپرتی، رقابت و مشغلههای جنسی. همچنین مغز آنها هم در حال پردازش اطلاعات جدید و شکلگیری دوباره است و این موضوع میتواند حساسیت او را تشدید کند. همچنین کودکان در این سن ممکن است خود را در یک بدخلقی همیشگی حس کنند و ندانند که اصلا چرا در این حال هستند. در این مواقع مهربانانه به کودکتان بگویید که متوجه هستید چقدر ناراحت است و میخواهید قبل از اینکه درباره مشکلش صحبت کنید به او زمان بدهید تا خودشان را جمع و جور کند. از او بپرسید که میخواهد شما در اتاق بمانید یا اتاق را ترک کنید تا همگی آرامششان را بدست آورند. متوجه باشید که کودکتان هم مانند شما درلیل این تغییرات خلقیش را نمیداند. کمی بعد که همگی آرام شدند او را محکم بغل کنید و با تمام وجود به آنچه میگویند گوش دهید. حتی اگر با نظریات و دیدگاه او در مورد چیزی که میگوید موافق نیستید، آنچه میگوید را تصدیق کنید و سعی کنید به دنبال یک راه حل برد/برد برای حل مشکل باشید.
۵. مسائل را شخصی برداشت نکنید.
وقتی کودک شما سر شما فریاد میکشد که امیدوارم بمیری! بیش از اندازه واکنش ندهید. وقتی احساسات شما را جرحیهدار میکنند و شما وسوسه میشوید که عقبنشینی کنید، یک نفس عمیق بکشید و با آرامش سر موضع خودتان بمانید. این موضوع به این معنی نیست که شما ادب و نزاکت را زیر پا میگذارید یا اینکه نمیتوانید در مواقع لزوم کمی عقبنشینی کنید تا بر سر یک موقیعت با فرزندتان به توافق برسید، بلکه به این معنی است که بر عشق و ارتباط با فرزندتان تاکید میکنید. بهترین راه برای اینکه کودکتان بااحترام با شما رفتار کند این است که احترامتان را نسبت به او نشان دهید و در مقابل با آرامش از او بخواهید که او هم با شما بااحترام رفتار کند.
۶. این دوران بهترین زمان برای آموزش ارزشها به کودکتان است.
بهترین راه انجام این کار این است که برای او نطق نکنید، بلکه با سوال پرسیدن او را به چالش بکشید. این موضوع به شما کمک میکند که کودکتان را به سمتی سوق دهید که به راحتی صحبت کند، به خوبی گوش دهد، تاکید کند و سوال بپرسد. پیش از نوجوانی زمانی است که معمولا کودکان در مورد جوانی شما کنجکاو هستند. این مواقع بهترین زمان است که به کودکتان اطمینان دهید که حتی والدینشان هم در این سنین مانند همهی کودکان احساس عدم امنیت میکردند. این موقعیت همچنین فرصتی برای آموزش دادن به آنهاست. از اینکه برای فرزندانتان مثالهایی از نوجوانانی که حین رانندگی یا نوشیدن الکل فوت شدند یا به مواد مخدر معتاد شدند بزنید، نترسید. به این موضوع هم توجه داشته باشید که بهتر است داستانهایی که از زندگی خودتان تعریف میکنید تجربیاتی مثبت باشند تا منفی، مانند تلاش برای غلبه بر موانع و غیره.
۷. از این موضوع آگاه باشید که هر چقدر فرزندتان در معرض فرهنگ غنیتری قرار بگیرد، با ریسکهای بیشتری روبرو خواهد شد.
این موضوع در مورد مواد مخدر، نوشیدنیهای الکلی، افسردگی و رابطه جنسی زودهنگام صدق میکند. نوجوانان در این سنین میخواهند احساس کنند بزرگ شدهاند در نتیجه سعی میکنند رفتارهای افراد مشهور را تقلید کنند. درست است که آنها سعی میکنند در میان دوستان همسالشان جا باز کنند اما در عین حال روی والدینشان برای محافظت و حمایت از خودشان حساب میکنند. نوجوانان نیاز دارند شما با گذاشتن قوانین مناسب هدایتشان کنید تا از فضای مجازی به درستی استفاده کنند و فیلمهای مناسب سنشان را ببینند. نوجوانان در این سن حمایت و راهنمایی شما را میخواهند و به آن نیاز دارند حتی اگر نتوانند این موضوع را مطرح کنند.
۸. کودکان در این سن به سرعت شخصیتشان را شکل میدهند.
تا حد ممکن از تجربه کردن و کنجکاورهایشان حمایت کنید. حتی وقتی هر چند هفته یکبار به دنبال علاقههای زودگذرشان میروند. تا وقتی که پوشش آنها مغایر با ارزشهای خانوادگی شما نیست، روی لباس پوشیدنشان گیر ندهید. و در مورد موسیقیای که گوش میدهند روشنفکرانه رفتار کنید. خصوصا در مورد کاری که انرژیشان را روی آن میگذارند و خودشان را غرق آن میکنند حمایتگرانه رفتار کنید. این رفتارهای شما در سالهای پیش از نوجوانی و نوجوانی از فرزندانتان محافظت میکند.
۹. نسبت به کارهای مدرسهی کودکانتان آگاه باشید.
وقتی کارها را دقیقهی آخر به تاخیر میاندازند با انجام کارها برایشان از این موقعیت نجاتشان ندهید، اما سعی کنید با دادن پیشنهاد برای کمک کردنشان در مدیریت زمانشان حمایتشان کنید، به آنها اطمینان دهید که تکالیف باید در طول زمان انجام شوند و پروژههای بزرگ نیاز به زمان کافی دارند. آگاه باشید اینکه نوجوانانتان چقدر در انجام تکالیف مدرسهشان پیگیر و کوشا هستند، به همکلاسیها و همسالانشان بستگی دارد و هم برای دختران و هم پسرانتان این موضوع را در نظر بگیرید که در مدرسهای تحصیل کنند که نمرات بالا گرفتن از نظر همکلاسیهایشان مزیت محسوب میشود. انتظارات تحصیلیتان از فرزندانتان را بالا نگه دارید و اطمینان حاصل کنید فرزندانتان در حین حضور در جامعه و وقتگذرانی با دوستانشان در انجام تکالیفشان غفلت نمیکنند.
۱۰. به فرزندتان مراقبتهای فیزیکی مناسب را آموزش بدهید.
کودکان در این سن به حداقل ۹ ساعت خواب شبانه، خوردن منظم پروتئین، مصرف کم چربی و ورزش منظم نیاز دارند. آنها میتوانند به خوبی از موسیقیهای بیکلام کوتاه برای مدیتیشن استفاده کنند. شکلگیری این عادت در کودکان نیاز به خلاقیت بالای والدین دارد، اما در نتیجه به خوبی میتوانند نوسات خلقی را کاهش دهند و در نهایت شما خوشحال میشوید که وقتی فرزندانتان به دوران نوجوانی رسیدهاند این عادات به خوبی در زندگی آنها جای گرفته است. (نکته: اینکه شما به صورت خانوادگی شروع به مدیتیشن کنید نتیجه خیلی بهتری خواهید گرفت تا اینکه این کار را برای بهتر شدن فرزندتان به او تحمیل کنید.)
۱۱. اگر دیدید دختر یا پسرتان در این سنین دچار اضطراب یا وابستگی شد خیلی تعجب نکنید.
این موضوع که کودکان در این سن از تغییرات بدنیای که با آن مواجه هستند وحشت کنند خیلی غیرطبیعی نیست. فشار گروه همسالان برای بزرگ شدن و ترس از جدا شدن از پدر و مادر باعث این موضوع میشود. این موضوع به طور معمول به صورت دوری از شما یا اختلالات خواب مشاهده میشود و اگر شما بگذارید به راحتی مدتی به شما بچسبند این موضوع مدت زمان طولانیای دوام نخواهد داشت. (اما این موضوع به این معنی نیست که شما کودکان را برای مواجهه با ترسهایش تشویق نکنید و کاری که از آن وحشت دارد را به جای او انجام دهید.)
۱۲. اگر فرزندتان در جامعهای به سمت بزرگسالی رشد می کند که در آن رفتارهای ناسالمی در مورد مردان، زنان، جنسیت و غیره وجود دارد، متوجه نیازهای فرزندتان باشید.
دختران به کمک شما برای هضم کردن تصویر زن در فضای مجازی، انتظارات فرهنگی از جذابیت زنان، فشار جامعه برای جذاب بودن، رابطهشان با غذا خوردن، بدنشان و مفهوم رضایت از خود نیاز دارند. به یاد داشته باشید که دختران به طور طبیعی قبل از کنارهگیری از خوردن معدهشان پر میشود و مراقب باشید که فشار جامعه بر این که تنها دختران لاغر جذاب هستند را به آنها تحمیل نکنید. به همهی مشکلاتی که در دوران بلوغ در بدنشان اتفاق میافتد اشاره کنید. آگاه باشید که همهی تحقیقات نشان میدهد بیشتر دختران در این سنین در مورد اینکه بدنشان دچار تغییر میشود و در اخبار فضای مجازی به این موضوع پیمیبرند که تبدیل شدن به یک زن آنان را در مقابل مردان به خطر میاندازد مضطرب میشوند. بخصوص دختران همچنان به این موضوع نیاز دارند که پدرشان در یک محیط امن و با رعایت محدودیتهای مشخص بغلشان کند و بطور مداوم از زیبایی دخترش تعریف و تمجید کند.
پسرها برای ادغام کردن احساساتشان در رابطه با برقراری ارتباط، عطوفت و مهربانی و آسیبپذیری – که بخشی از همهی روابط انسانی است – و تصویر اجتماعی از مردانگی نیاز به کمک دارند. در مورد پسران این موضوع که سعی کنند در جمع همسالانشان باحال رفتار کنند، متفاوت باشند و آسیبپذیر دیده نشوند، در حالی که به شدت کودکانی حساس هستند، طبیعی است. یک پدر یا عموی مسئولیتپذیر و مهربان میتواند الگوی خوبی برای پسرها در این سن باشد تا تا یاد بگیرند در حالی که در جمع پسرها هستند، چگونه به خوبی مردانه رفتار کنند. به طور مشخص بسیار ارزشمند است که پدر یا مدل مردانهای که یک پسر در این سنین دارد به خوبی در مورد مفهوم رضایت و احترام به زنان با آنها صحبت کند. مادر هم تلاش کند که خیلی صمیمی و گرم، به خوبی با پسرش در مورد تجربیات و علایقش بدون اینکه تلاش کند برای حل کردن مشکلاتش وسط حرف او بپرد، گوش کند.
در نهایت از این موضوع آگاه باشید که با گسترش جامعه به سمت به رسمیت شناختن انواع مختلف جنسیت و تمایلات جنسی، خیلی از جوانان گزینههایی را در نظر دارند که در نسلهای قدیم پذیرفته شده نبود. اجازه دادن به فرزندان برای در نظر گرفتن وجوه مختلف شخصیتشان تصمیم درست و سالمی است. اگر احساس کردید که میخواهید واکنش تندی نشان دهید، به یاد بیاورید که برای والدین طبیعی است زمانی که فرزندشان نرمهای جامعه را به چالش میکشد نگران شوند، اما این موضوع به این معنی نیست که شما باید فرزندتان را از این راه منصرف کنید. برای حل کردن مسائل ذهنیتان چند جلسه یک مشاور متخصص در این زمینه را ببینید تا بتوانید بهترین حامی ممکن برای فرزندتان باشید.